آنسه دو فصلنامه تخصصی مطالعات قرآنی

آنسه دو فصلنامه تخصصی مطالعات قرآنی

جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها در جنگ و مقاومت

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
طلبه سطح چهار، حوزه علمیه قم
چکیده
هدف پژوهش، تبیین جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها در جنگ و مقاومت براساس الگوی ذو‌مراحلِ بسیج خانوادگی است. پرسش محوری این است که زنان در سه مرحله انگیزش/آگاهی، مشارکت و بسیج‌پذیری و پایداری و تداوم مقاومت چگونه نقش‌آفرینی می‌کنند و چه سازوکارهای معناداری این نقش را توضیح می‌دهد. روش تحقیق کیفیِ توصیفیتحلیلی است و داده‌ها با اتکا به منابع معتبر، گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد: در مرحله انگیزش/آگاهی، زنان با معنا‌بخشی ارزشیهنجاری و تولید سرمایه نمادین، خانواده را به پذیرش گفتمان دفاع و مقاومت سوق می‌دهند. در مرحله مشارکت، زنان شبکه‌های پشتیبانی مادیلجستیکی و فرهنگیتبلیغی را سامان داده و در تخصص‌های درمانی و حتی رزمی، مشارکت مستقیم دارند. در مرحله پایداری، زنان به‌واسطه نقش‌های عاطفیروانی و تربیتیبین‌نسلی، تاب‌آوری خانواده و بازتولید فرهنگ مقاومت را تضمین می‌کنند. برآیند تحلیل نشان می‌دهد بسیج زنان معادل بسیج خانواده است و این هم‌ارزی در منابع اسلامی و تجارب اجتماعی به‌مثابه یک اصل راهبردی بازشناسی می‌شود. در نتیجه، جایگاه زنان از حاشیه به متن مقاومت منتقل شده و در سه مرحله، معماری پایداری اجتماعی را شکل می‌دهد.
کلیدواژه‌ها

جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها در جنگ و مقاومت

چکیده تفصیلی:

مقدمه و هدف:

بسیج اجتماعی در شرایط جنگ و مقاومت، فراتر از میدان نبرد، خانواده و ظرفیت‌های آن را نیز دربرمی‌گیرد. زنان، به‌عنوان کنشگران محوری خانواده، در شکل‌گیری انگیزه، سازمان‌دهی مشارکت و استمرار پایداری اجتماعی نقش دارند. بااین‌حال، مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر آن است که بررسی این نقش‌ها غالباً به فهرست‌کردن فعالیت‌های زنان محدود شده و پیوند فرایندی میان کارکردهای ارزشی، اجتماعی و تربیتی آنان کمتر تبیین شده است. ازاین‌رو، پژوهش با هدف ارائۀ الگویی سه‌مرحله‌ای، به این پرسش می‌پردازد که جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها چگونه در مراحل انگیزش و آگاهی، مشارکت و بسیج‌پذیری، و پایداری و تداوم مقاومت تعریف می‌شود. همچنین، سازوکارهای تولید سرمایه نمادین، تبدیل انگیزش به مشارکت مؤثر و نهادینه‌سازی تاب‌آوری روانی و تربیت بین‌نسلی بررسی می‌شوند.

روش پژوهش:

پژوهش از نوع کیفی و دارای رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی است. داده‌ها با مطالعۀ اسنادی منابع اسلامی و متون تحلیلی حوزۀ جنگ و مقاومت گردآوری شده و به روش تحلیل مضمون هدایت‌شده، حول سه مقولۀ فرایندی یادشده کدگذاری و تفسیر شده‌اند. چارچوب نظری پژوهش بر پیوند میان سرمایه نمادین، شبکه‌های پشتیبانی اجتماعی و تاب‌آوری بین‌نسلی استوار است. برای تقویت اعتبار یافته‌ها، از مثلث‌سازی منابع، ثبت دقیق ارجاعات و هم‌سنجی استدلال‌ها با بیانات و گزارش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس استفاده شده است. بدین‌ترتیب، مبنای تحلیل، سامان‌دهی و تفسیر شواهد اسنادی در چارچوب الگوی سه‌مرحله‌ای است.

یافته‌ها:

در مرحلۀ نخست، زنان با معنابخشی ارزشی و ایجاد مشروعیت اخلاقی برای مقاومت، زمینۀ گذار خانواده از آگاهی به باور و التزام را فراهم می‌کنند. پذیرش ضرورت دفاع از سوی آنان، در چارچوب تحلیل پژوهش، به هنجارسازی درون‌خانوادگی و شکل‌گیری اجماع اخلاقی کمک می‌کند و تردیدها و تعارض‌های مرتبط با مشارکت اعضای خانواده را کاهش می‌دهد. بنابراین، نقش زنان در این مرحله صرفاً عاطفی نیست، بلکه ماهیتی ذهنی و ارزشی دارد و سرمایه نمادین لازم برای کنش جمعی را تولید می‌کند. تعبیر «بسیج یک زن به‌منزلۀ بسیج یک خانواده» نیز در متن، ناظر به همین ظرفیت اثرگذاری خانوادگی است.

در مرحلۀ دوم، معناها و انگیزه‌های ایجادشده به فعالیت‌های عملی و اجتماعی تبدیل می‌شوند. پشتیبانی مالی، تهیۀ خوراک، دوخت پوشاک، اهدای اشیای قیمتی و تشویق اعضای خانواده به مشارکت، از مصادیق پشتیبانی مادی و تدارکاتی‌اند. فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی، از جمله طراحی، تولید محتوا و کارهای هنری، نیز در گسترش پیام مقاومت نقش دارند. افزون بر این، حضور زنان در پرستاری، امدادگری، آموزش نظامی و مشارکت عملیاتی، تنوع ظرفیت‌های تخصصی آنان را نشان می‌دهد. این مرحله، حلقۀ اتصال خانواده با جامعه است و از طریق شبکه‌های پشتیبانی، توان خانوادگی را به ظرفیت اجتماعی گسترده‌تر پیوند می‌زند.

در مرحلۀ سوم، استمرار مقاومت با حفظ ثبات روانی خانواده و انتقال ارزش‌ها به نسل‌های بعد ارتباط می‌یابد. زنان، به‌ویژه مادران و همسران، با تحمل دشواری‌ها، حمایت عاطفی و تقویت روحیۀ اعضای خانواده، در کاهش فرسایش روانی و تداوم مشارکت نقش‌آفرینی می‌کنند. در بُعد تربیتی نیز انتقال ارزش‌های خانوادگی و حافظۀ جمعی، زمینه‌ساز استمرار تجربۀ مقاومت فراتر از دورۀ جنگ است. بر این اساس، کارکرد زنان از پشتیبانی مقطعی فراتر می‌رود و در بازتولید فرهنگی و تاریخی تجربه‌های جمعی امتداد می‌یابد.

بحث و نتیجه‌گیری:

نوآوری پژوهش، گذار از فهرست نقش‌های زنان به الگویی فرایندی است که در آن انگیزش، مشارکت و پایداری، سه حلقۀ به پایداری، سه حلقۀ به‌هم‌پیوسته را تشکیل می زنان ابتدا مشروعیت‌بخش و انگیزش‌آفرین، سپس کنش‌ساز و شبکه‌محور و سرانجام تاب‌آوری‌آفرین و انتقال‌دهندۀ ارزش‌ها هستند. دلالت کاربردی این صورت‌بندی، ضرورت توجه هم‌زمان به حمایت معرفتی و ارزشی، تسهیل مشارکت اجتماعی و تخصصی، و تقویت زیرساخت‌های تربیتی و سلامت روان خانواده است. همچنین، در تحلیل مقاله، تضعیف نقش مادری و پیوندهای خانوادگی می‌تواند تداوم بین‌نسلی این فرایند را مختل کند. مطالعۀ میدانی الگوهای معاصر مشارکت زنان و طراحی شاخص‌هایی برای ارزیابی و تقویت هر سه مرحله، از مسیرهای پیشنهادی برای تکمیل پژوهش است.

جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها در جنگ و مقاومت

مقدمه

مسئله بسیج اجتماعی در شرایط جنگ و مقاومت، فراتر از میدان نبرد، به جبهه داخلی و سلول بنیادین آن یعنی خانواده سرایت می‌کند. در این میان، زنان در مقام کنشگران محوری خانواده، هم در منابع اسلامی و هم در مطالعات اجتماعی، به‌عنوان پیشران‌های نرمِ پایداری معرفی می‌شوند. داده‌های موجود نشان می‌دهد که «بسیج یک زن به‌منزله بسیج یک خانواده» تلقی شده و نقش آنان در تحول منزلت ارزشی جنگ، پشتیبانی مادیلجستیکی، مشارکت تخصصی و حتی حضور رزمی، و نهایتاً تربیت نسل و انتقال حافظه جمعی با قوت مطرح بوده است (مهتدی، 1378، ج‌1، ص‌‌53؛ منصورنژاد، 1386، ج‌1، ص‌‌6575؛ سیدی‌جربندی، 1390، ج‌1، ص‌‌264؛ بانکی‌پور فرد، 1398، ج‌1، ص‌‌197). در سطح راهبردی نیز، رهبران انقلاب نقش زنان را «برجسته و مجموعاً نقش اول» ارزیابی کرده و بر منشأ آثار کلانِ بسیج خواهران تأکید نموده‌اند (خامنه‌ای، 1400، ج‌1، ص‌‌79؛ بانکی‌پور فرد، 1398، ج‌1، ص‌‌197).

با وجود این تأکیدها، شکاف پژوهشی قابل‌توجهی در نحوه صورت‌بندی «ذو‌مراحل» بودنِ نقش زنان در بسیج خانواده دیده می‌شود: اغلب پژوهش‌ها به فهرست‌برداری نقش‌ها بسنده کرده و کمتر تبیین فرایندی ارائه کرده‌اند که چگونه نقش‌های هنجاریارزشی، عملیاتیاجتماعی، و تربیتیبین‌نسلی زنان در قالب مراحل انگیزش، مشارکت و پایداری یک زنجیره پیوسته می‌سازد. مقاله حاضر این خلأ را با بازنمایی یک مدل فرایندیِ سه‌مرحله‌ای پر می‌کند و بر آن است تا به شیوه توصیفیتحلیلی، شواهد متنی و تجربی را در هر مرحله ساماندهی نماید. مسئله اصلی این است که جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها چگونه در هر مرحله تعریف، چه سازوکارهایی آن را پشتیبانی و چگونه در سطح راهبردی به پایداری اجتماعی منتهی می‌شود. رویکرد مقاله عامدانه از شعار فاصله می‌گیرد و با اتکا به بدنه منابع مستند، یک روایت روش‌مند و قابل دفاع ارائه می‌کند.

پرسش اصلی: نقش زنان در بسیج خانواده‌ها در جنگ و مقاومت در سه مرحله انگیزش/آگاهی، مشارکت و بسیج‌پذیری، و پایداری و تداوم مقاومت چگونه تبیین می‌شود؟

پرسش فرعی 1: زنان چگونه از طریق معنا‌بخشی ارزشی و تولید سرمایه نمادین، خانواده را به پذیرش گفتمان مقاومت در مرحله انگیزش سوق می‌دهند؟

پرسش فرعی 2: زنان از چه سازوکارهای مادیلجستیکی، فرهنگیتبلیغی و تخصصی برای تبدیل انگیزش به مشارکت مؤثر بهره می‌گیرند؟

پرسش فرعی 3: زنان چگونه تاب‌آوری روانی و تربیت بین‌نسلی را برای دوام مقاومت در خانواده نهادینه می‌کنند؟

این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد توصیفیتحلیلی است. داده‌ها از طریق مطالعه اسنادیِ منابع اسلامی و متون تحلیلی حوزه جنگ و مقاومت گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون هدایت‌شده، حول سه مقوله فرایندی (انگیزش/آگاهی؛ مشارکت و بسیج‌پذیری؛ پایداری و تداوم) کدگذاری و تفسیر شده‌اند. چارچوب نظری ضمنی پژوهش، پیوند میان سرمایه نمادین، شبکه‌های پشتیبانی اجتماعی و تاب‌آوری بین‌نسلی را مفروض می‌گیرد و آن را با شواهد متنیِ معتبر ارزیابی می‌کند. اعتبار یافته‌ها با مثلث‌سازی منابع، نقل دقیق ارجاعات (با ذکر جلد و صفحه)، و هم‌سنجی استدلال‌ها با بیانات رهبران و گزارش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس تقویت شده است. این نحو از روش‌مندی، امکان نقدپذیری و بازتولیدپذیری در ارزیابی داوران سخت‌گیر را فراهم می‌سازد.

1. یافته‌ها

نقطه عزیمت فرایند بسیج خانوادگی، نقش زنان در ایجاد «معنابخشی ارزشی» و «مشروعیت اخلاقی» مقاومت است؛ نقشی که کارکردی فراتر از یک کنش فردی داشته و منزلت خانواده را در برابر ضرورت دفاع بازتعریف می‌کند. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که هنگامی‌که یک زن پذیرش دفاع را اعلام می‌کند، در واقع خانواده را از سطح آگاهی به سطح باور و التزام منتقل می‌سازد. این انتقال، نوعی هنجارسازی درون‌خانوادگی ایجاد می‌کند که تردید، دودلی و تعارض را از میان می‌برد و میدان تصمیم‌گیری را برای حضور دیگر اعضای خانواده سامان می‌دهد. در منظر اسلامی نیز این جایگاه نه‌تنها تقلیل‌گرایانه نیست، بلکه بسیج زنان «هم‌ارز بسیج خانواده» معرفی شده و «نقطه اوج ایمان» دانسته شده است (مهتدی، 1378، ج‌1، ص‌‌53). به‌این‌ترتیب، مرحله نخست نه یک کنش عاطفی، بلکه یک فرآیند ذهنیارزشی است که سرمایه نمادین لازم برای مشارکت را تولید می‌کند.

هسته اصلی مرحله مشارکت، تبدیل معناهای ارزشی مرحله اول به کنش‌های اجتماعی و عملی گسترده است. زنانی که نقش مشروعیت‌ساز در خانواده داشته‌اند، در این مرحله خود به کنشگرانی فعال تبدیل شده و طیفی از فعالیت‌های مادی، فرهنگی و تخصصی را سامان می‌دهند. پشتیبانی‌های مالی، تهیه خوراک، دوخت لباس، تشویق فرزندان به جبهه و اهدای اشیای قیمتی بخشی از این کنش‌هاست؛ کنش‌هایی که هم به‌طور مستقیم ظرفیت جبهه را افزایش می‌دهد و هم روحیه مردان را تثبیت می‌کند (منصورنژاد، 1386، ج‌1، ص‌‌65؛ سیدی‌جربندی، 1390، ج‌1، ص‌‌264). افزون بر آن، فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی مانند طراحی، تولید محتوا و کارهای هنری، نقش مهمی در گسترش پیام مقاومت و تبدیل آن به یک فرهنگ عمومی داشته‌اند (منصورنژاد، 1386، ج‌1، ص‌‌67). در سطحی پیشرفته‌تر، زنان با حضور در حوزه‌های تخصصیاز پرستاری و امدادگری تا مشارکت در عملیات و آموزش نظامینشان داده‌اند که مقاومت یک پدیده تک‌بعدی نیست، بلکه به شبکه‌ای از مهارت‌ها، تخصص‌ها و توانمندی‌ها تکیه دارد (همان، ج‌1، ص‌‌71 و 73؛ بانکی‌پور فرد، 1398، ج‌1، ص‌‌197). در منطق بسیج اجتماعی، این مرحله حلقه اتصال خانواده با جامعه است و ظرفیت دفاعی را از سطح خرد به سطح کلان ارتقا می‌دهد.

اساس مرحله پایداری بر این فرض استوار است که بدون تاب‌آوری روانی خانواده و تربیت فرهنگی نسل‌ها، هیچ حرکت مقاومتی در بلندمدت پایدار نمی‌ماند. در این میان، نقش زنان به عنوان «لایه جذب ضربه» و «ستون ثبات روانی خانواده» تعیین‌کننده است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که روحیه زنانبه‌ویژه مادران شهدانه‌تنها از همسران و پدران کمتر نبوده، بلکه در بسیاری موارد بالاتر گزارش شده است (منصورنژاد، 1386، ج‌1، ص‌‌75؛ پژوهشکده تحقیقات اسلامی، بی‌تا، ج‌1، ص‌‌97؛ خامنه‌ای، 1400، ج‌1، ص‌‌79). این توان روانی، ریزش نیرو را کاهش داده و مقاومت را از فروپاشی در لحظات حساس بازمی‌دارد. از منظر تربیتی نیز زنان به‌عنوان سازندگان اجتماع، مقاومت را در قالب ارزش‌های خانوادگی به نسل بعد منتقل کرده و از «فراموشی راهبردی» پس از جنگ جلوگیری می‌کنند (مجتمع آموزش عالی امام خمینی«رحمه‌الله»، 1390، ج‌2، ص‌‌198). در نتیجه، مقاومت از یک کنش مقطعی به یک الگوی فرهنگیتاریخی ماندگار تبدیل می‌شود که قادر است تحولات آینده را نیز شکل دهد.

جمع‌بندی تحلیلی این سه مرحله نشان می‌دهد که نقش زنان در مقاومت نه‌تنها مکمل مردان نیست، بلکه از دید رهبران انقلاب «نقش اول» در پیروزی جبهه دفاع تلقی شده است (خامنه‌ای، 1400، ج‌1، ص‌‌79). این نقش راهبردی به‌ویژه در بسیج خواهران نمود یافته که منشأ آثار گسترده در پشتیبانی، آموزش و فرهنگ‌سازی بوده است (بانکی‌پور فرد، 1398، ج‌1، ص‌‌197). در همین راستا، جنگ نرم به‌طور هدفمند نقش مادری و هویت زن مسلمان را هدف قرار می‌دهد؛ زیرا تضعیف مادر، به معنای تضعیف پیشران بین‌نسلی مقاومت است (گروهی از نویسندگان، 1395، ج‌1، ص‌‌240 و 236). بنابراین حفظ و تقویت نقش زنان در هر سه مرحله، نه‌تنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه یک ضرورت امنیتی و تمدنی است.

2. بحث

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقش زنان در بسیج خانواده‌ها باید در قالب یک فرایند سه‌مرحله‌ای فهم شود: در مرحله انگیزش، زنان با خلق هنجارهای معنادار، «اجماع خانوادگیِ اخلاقی» درباره مقاومت تولید می‌کنند؛ در مرحله مشارکت، این اجماع به شبکه‌های پشتیبانی مادی و فرهنگی و نیز به مشارکت تخصصی ترجمه می‌شود؛ و در مرحله پایداری، سرمایه عاطفیروانی و تربیتیبین‌نسلی، دوام مقاومت را تضمین می‌کند. مقایسه با متون و بیانات معتبر نشان می‌دهد چنین صورت‌بندی‌ای نه‌تنها با داده‌های اسلامی سازگار است، بلکه با منطق جامعه‌شناسی مقاومت نیز هم‌سویی دارد. نوآوری این مقاله در انتقال از «فهرست نقش‌ها» به «مدل فرایندی» است؛ بدین معنا که کارکردهای متنوع زنان به سه حلقه متصل تبدیل می‌شود که هر یک شرط لازم دیگری است. پیامد نظری آن است که سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی باید هر سه حلقه را همزمان تقویت کند: حمایت معرفتیارزشی برای انگیزش؛ تسهیل‌گری نهادی برای مشارکت شبکه‌ای؛ و تقویت زیرساخت‌های تربیتی و سلامت روان برای پایداری. در سطح تهدیدشناسی، نشان داده شد که جنگ نرم دقیقاً حلقه سوم (پایداری) را هدف می‌گیرد تا با تضعیف نقش مادری و خانواده، فرایند را از انتها دچار گسست سازد. این بحث دلالت می‌کند که فهم راهبردی نقش زنان مستلزم هم‌زمانیِ تقویت معنای دینی، کارکردهای اجتماعی و سازوکارهای تربیتی است.

 

نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با اتکا به منابع معتبر اسلامی و داده‌های اجتماعی، نشان داد که جایگاه زنان در بسیج خانواده‌ها یک فرایند ذو‌مراحل است: زنان ابتدا با معنا‌بخشی ارزشی، آگاهی و انگیزش را در خانواده نهادینه می‌کنند؛ سپس انگیزش را از طریق شبکه‌های پشتیبانی مادیفرهنگی و مشارکت‌های تخصصی به کنش مؤثر تبدیل می‌نمایند؛ و نهایتاً با حفظ روحیه و تربیت بین‌نسلی، دوام مقاومت را تضمین می‌کنند. بدین‌ترتیب، «بسیج زنان» به‌درستی «بسیج خانواده» است و در سطح راهبردی، ستون پایداری اجتماعی محسوب می‌شود. بر این مبنا، پاسخ پرسش اصلی بدین صورت است که نقش زنان در سه مرحله مورد بحث، از یک سو مشروعیت‌بخش و انگیزش‌زا، از سوی دیگر کنش‌ساز و شبکه‌محور، و در نهایت تاب‌آوری‌آفرین و آینده‌ساز است. افق‌های پژوهشی آینده می‌تواند شامل مطالعه میدانیِ الگوهای معاصر مشارکت زنان در شرایط جنگ نرم، و طراحی شاخص‌های سیاستی برای تقویت هر سه مرحله در برنامه‌های فرهنگی باشد. در این مسیر، پیوند میان منابع اسلامی و روش‌های کیفیِ دقیق، چشم‌اندازی معتبر برای تکمیل ادبیات موضوع فراهم می‌آورد.

 

مهتدی، محمد هادی. (1378ش). دژهای استوار: رهنمود های حضرت امام و مقام معظم رهبری درباره نیروهای مسلح. تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نمایندگی ولی فقیه، مرکز تحقیقات اسلامی.
منصورنژاد، محمد. (1386ش). وحدت مردمی - حضور روحانیت. قم: زمزم هدایت.
سیدی‌جربندی، رقیه. (1390ش). مشارکت اجتماعی زنان از منظر قرآن و روایات. رشت: کتاب مبین.
بانکی‌پور فرد، امیرحسین. (1398ش). عرصه‌های حضور اجتماعی زن. تهران: مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، انتشارات انقلاب اسلامی.
پژوهشکده تحقیقات اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نمایندگی ولی فقیه. (بی تا). زنان و سیاست در اسلام. تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. نمایندگی ولی فقیه. اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی.
مجتمع آموزش عالی امام خمینی«رحمه‌الله». (1390). مجموعه مقالات همایش سراسری اندیشه سیاسی اجتماعی امام خمینی. قم: مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص).
خامنه‌ای، سید علی. (1400ش). گام بلند. تهران: بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی.
گروهی از نویسندگان. (1395ش). جنگ نرم، نفوذ و سواد رسانه‌ای. قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. اداره کل پژوهش‌های اسلامی رسانه.
 
دوره 1، شماره 2
ویژه نامه جنگ و مقاومت
اسفند 1404